خشخاش نیست
بمب نیست
گلوله نیست
نه ماهی سرخ میشود در ماهیتابه برای ناهار
نه لبو قُل میخورد در آب جوش
و بوی قورمه سبزی مست نمیکند اسید معده را
در سلفچگان
سقوط میکند
خفه میشود و کباب
خفه میشود و کباب
خفه میشود و کباب
یک کارگر افغان
دو کارگر افغان
سه کارگر افغان
در چاهی سیاه
که قُل میخورد قیر مذاب
در سلفچگان
و
صدف و گل و پرنده و عشق
حرفهایی است خیلی خیلی قشنگ!
آبانماه ۱۳۸۸ - تهران