حالا تابستان است
اینجا یک شهر بزرگ با دو چشم نگران اصلاً حوصله ندارد
و کبوترها فقط راه میروند
سرونازها از شیراز پیغام دادهاند:
"دوستت دارم" را هجده مرتبه تکرار کنید
و زیر یک درخت سبز بمیرید!
دوستت دارم
دوستت دارم
دوستت دارم ...
از فرط بیفرطی
درود باید بفرستم
به شلغم
وقتی که هیچکس نه به سبیل من
نه به میدان آزادی
از فرط بیفرطی
از الله اکبر
پشت بام
درود باید بفرستم
به هویج
وقتی که هیچکس نه به گلوله
نه به سفیدی چشمهای آغشته به خون
از فرط بیفرطی
از رنگ سبز
خیابان، کوچه
درود باید بفرستم
به چغندر
وقتی که هیچکس نه به میدانم
نه به نمیدانم نمیدانم
از فرط بیفرطی
از سکوت
تهران، بهت
درود باید بفرستم
به میدان ترهبار
از میدان ترهبار
از بار، الاغ
کرگدن، گراز
درود باید بفرستم
به خفه شو پدر سگ
خفه شو پدرسگ!
تهران - تیرماه ۱۳۸۸